تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
88
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
شيخ ، فلسفهء يونانى است و در آن هم اين حرفها نيست . و باز گمان نشود كه حاجى و يا حكماى اسلامى اين حرفها را از خود درآورده باشند ، بلكه اين حرفها در ادعيه بيشتر از منظومه است و صحيفهء سجاديه و نهج البلاغه و قرآن منبع و سرچشمه و مادر اين حرفهاست . بياييد منظومه را با اين ادعيه مقايسه نموده ببينيم در كدام يك مطالب و معارف حقّه بيشتر است ؛ منظومه در يك رشته و اشاره به يك غرض است ولى ادعيه در رشتههاى مختلف و داراى اغراض متعدده است . تطبيق اقسام حدوث بر عالم فذي الحدوثات التي مرّت جُمَع * لما سوى ذي الأمر و الخَلق تقع چون كلام به حدوث عالم رسيد ، چارهاى جز توسعهء كلام در كشف اين مرام نيست و براى اين منظور مقدماتى لازم است كه اگر يكى از آنها بر زمين بماند ، نيل به كشف مطلب ممكن نخواهد بود ؛ اگر چه در به دو امر اين مقدمات بيگانه و بدون ربط به نظر مىآيد . وجود كلى طبيعى مقدمهء اول اينكه : بايد تفتيش نمود كه آيا كلى طبيعى موجود است يا نه ؟ و در صورت موجود بودن آيا بالذات موجود است و يا بالعرض و التطفّل ؟ و آيا وجود آن عين وجود فرد و يا در ضمن فرد و يا مستقل است ؟ و آيا در كيفيت موجوديت به نحو كليت است يا نه ؟ برهانى كه مىتوان بر موجوديت كلى طبيعى اقامه كرد اين است كه : در حمليات يك جهت كثرت و يك جهت وحدت لازم است و تا اين دو جهت حاصل نشود حمل صورت نمىگيرد . پس يا كثرت حقيقيه است و وحدت نيست نه حقيقةً و نه اعتباراً و